دانش شناسی
در این وبلاگ خلاصه مقالات و فعالیت های پژوهشی نویسنده منتشر می شود
قالب وبلاگ

به نام خدا



خلاصه کتاب مدیریت ریسک، تالیف: سی آرتور ویلیامز

" تعریف ریسک"

مدیریت ریسک فرآیند شناسایی ،ارزیابی و کنترل ریسکهای اتفاقی بالقوه ای است که

مشخصا پیشامدهای ممکن آن ، خسارت یا عدم تغییر در وضع موجود می باشد.

مدیریت ریسک یک شرکت را قادر می سازد که به نحو بهتری ریسکهای متداول فعالیت خود را اداره نماید.

مدیریت ریسک ، ریسکها را به وسیله کنترل آنها و تامین مالی خسارتهایی که به رغم

تلاشهای کنترل خسارت اتفاق افتاده اند، اداره می کند.

" تعریف عدم اطمینان"

عدم اطمینان یا نا اطمینانی شکی است که شخص در ارتباط با توانایی خوی برای پیش بینی

تعدادی از پیشامدهای ممکنی که اتفاق می افتد ، دارد.

" واکنش نسبت به ریسک"

عکس العمل یک شخص به ریسک طریقی است که او در یک موقعیت نامطمئن رفتار نموده یا واکنش نشان می دهد.

یکی از عواملی که بر این عکس العمل تاثیر می گذارد نااطمینانی شخص است. در صورتمساوی بودن سایر عوامل احتمال دارد که هرچقدر نااطمینانی شخص بیشتر باشد، عکسالعمل قوی تری چه به صورت مثبت و چه به صورت منفی نشان بدهد.

عوامل دیگری که ممکن است اهمیت زیادی داشته باشند یا دارای اهمیت مساوی نسبت به سایر عوامل باشند حجم سودها یا زیانهای بالقوه و اثر آنها بر روی وضعیت اقتصادی شخص است.

" عوامل اثرگذار بر طرز تلقی نسبت به ریسک"

تحقیقاتی که برای توصیف عکس العمل فرد نسبت به ریسک بر حسب خصیصه های

دموگرافیکی و شخصیتی تلاش نموده اند، عموما به نتایج متناقضی رسیده اند. برای مثال : بعضی از مطالعات نشان می دهد که زنان ریسک گریز تر از مردان هستند. عده ای دیگر نشان می دهند که تفاوتی بین زنان و مردان در ریسک گریزی وجود ندارد.

شواهد متناقض دیگری در ارتباط با اثر سن ، هوش و تحصیلات بر عکس العمل نسبت به

ریسک وجود دارد.

"ریسکهای واقعی (خالص) و سوداگرانه(برد و باخت)"

ریسک واقعی هنگامی موجود است که احتمال زیان( خسارت) وجود داشته باشد ولی

احتمال سود وجود نداشته باشد.

یک ریسک سوداگرانه هنگامی موجود است که علاوه بر شانس خسارت (زیان)، شانس سود هم وجود داشته باشد.

"هزینه های عدم اطمینان"

نخستین هزینه خود عدم اطمینان فشار روحی و جسمانی ناشی از ترس و نگرانی است.

دومین هزینه عدم اطمینان، بی نظمی در استفاده از منابع( زمین، نیروی کار، سرمایه و دانشفنی) است که منجر به ناکارایی ، انباشت بیش از حد بعضی از کالاها و خدمات و کمبود بعضیاز آنها، قیمتهای بسیار بالای بعضی از کالاها و خدمات می شود.

" شش گام در فرآیند مدیریت ریسک"

_ اولین گام تعریف اهدافی است که شرکت یا خانواده از فرآیند مدیریت ریسک به دنبال آنهاست

_ هنگامی که اهداف اساسی مدیریت تعریف شدند ، مدیر ریسک باید ریسکهای شرکت یا خانواده را شناسایی کند.

_ گام بعدی ارزیابی خسارت بالقوه در طول دوره برنامه ریزی شده ی مرتبط با این ریسکها می باشد.

_ هنگامی که ریسکها شناسایی و ارزیابی شدند مدیر ریسک باید بهترین ترکیب از ابزارهایی که در مقابله با مشکلات ناشی از آنها کاربرد دارند را انتخاب نماید.

_ بعد از تصمیم گیری در خصوص ابزارهای انتخابی اداره ریسک، مدیر ریسک باید تصمیمات اتخاذ شده را اجرا نماید.

_ نتایج تصمیمات اتخاذ شده و اجرا شده در 5 گام اول باید به منظور ارزیابی معقولیت آنها و تعیین اینکه آیا شرایط متغییر راه حل های متفاوتی را ایجاب می کنند، نظارت گردند.


اهداف مدیریت ریسک از دیدگاه رابرت مهر و باب هیجز:
1. بقا
2.صرفه جویی
3.سطح قابل قبولی از نگرانی و اضطراب
4.ثبات عایدات(درآمدها)
5.عدم توقف عملیات
6.رشد مداوم
7.مسئولیتهای اجتماعی(سودمند بودن)
8. رعایت مقررات موضوعه خارجی: مثلا نگهداری گزارشهای ضروری طبق مقررات ، بعد از تصادف یک اتومبیل

" شناسایی ریسک"

شناسایی ریسک فرآیندی است که توسط آن یک شرکت به طور دائم و سیستماتیک،

ریسکهای اموال ، مسئولیت و نیروی انسانی را فورا و یا قبل از اینکه به وقوع بپیوندند،

شناسایی می کند.

مدیر ریسک ممکن است برای انجام بهتر مرحله شناسایی ریسک بر خدمات نمایندگان، دلالان بیمه یا مشاوران مدیریت تکیه کند.

" ارزیابی ریسک"

پس از اینکه مدیر ریسک انواع خسارات بالقوه ی رودرروی شرکت را شناسایی نمود، این

ریسکها باید به منظور

(1). تعیین اهمیت نسبی آنها و (2). دستیابی به اطلاعاتی که به مدیر ریسک برای تصمیمگیری در مورد ترکیب مطلوبی از ابزارهای مدیریت ریسک کمک می کند، ارزیابی شوند.

" ابزارهای کنترل ریسک"

1. اجتناب:
یک راه برای کنترل یک ریسک واقعی خاص، اجتناب از دارایی ، شخص یا فعالیتی است که

دارای ریسک است، از طریق (1). پرهیز از قبول آن حتی به صورت لحظه ای یا (2). رهاکردنریسکی که قبلا تقبل شده است ، می باشد.

2. پراکنده سازی(جداسازی):

پراکنده سازی ریسکهای منجر به خسارت شرکت، به جای متمرکز کردن آنها در یک نقطه(محل)، جایی که همه آنها ممکن است در معرض یک خسارت مشابه قرار گیرند، از روشهای کنترل ریسک می باشد.

3. ترکیب:

ترکیب نیز قابلیت پیش بینی تجربه خسارات را از طریق افزایش تعداد واحدهای در معرض

ریسک، افزایش می دهد.

یکی از روشهایی که یک شرکت می تواند ریسکها را ترکیب کند، توسعه از طریق رشد داخلیمی باشد.

4. انتقال:

ممکن است به شیوه های زیر انجام شود:

_ دارایی یا فعالیت دربردارنده ریسک ممکن است به شخص یا گروهی از اشخاص دیگر انتقال یابد.
_ ریسک به جای دارایی یا فعالیت، ممکن است انتقال یابد.

" نقش مدیر ریسک"

نقش مدیر ریسک عبارتست از توصیه و پذیرش خط مشی هایی که حقوق مالکان شرکت را در برابر ذی نفعان شرکت در زمینه هایی که مدیر ریسک دارای دانش تخصصی است، متوازن می کند. این حقوق یا منافع آنهایی هستند که متعلق به دارندگان اوراق بهادار، بیمه گران، مشتریان و کارمندان ، بخصوص جایی که موضوعات ایمنی در میان است، می باشند.

***کنفرانس کلاسی***

[ سه‌شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٦ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ] [ مریم س ] [ ستاره ها () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
موضوعات وب
امکانات وب